موفقیت در هدف گذاری است و هر چیزی جز این فرع بر قضیه است. تمام مردمان موفق به شدت هدف گرا هستند. می دانند که چه می خواهند و با تمام وجود و در هر روز زندگی برای دستیابی به خواسته شان تلاش می کنند.

توانایی شما در هدف گذاری مهارتی اصلی و تعیین کننده برای موفق شدن است. با داشتن هدف ذهن مثبت شما به کار می افتد و نقطه نظرها و انرژی برای دستیابی به این اهداف آزاد می شوند. بدون هدف تحت تاثیر جزر و مد زندگی به بالا و پایین می روید. اما با داشتن هدف چون تیری از کمان در رفته به سوی هدفتان به حرکت در می آیید تا به آن اصابت کنید.

هدف باید واضح روشن و شفاف باشد. همچنین باید زمان رسیدن به اهدافتان را تعیین کنید. " می خواهم به موفقیت تحصیلی دست پیدا کنم " هدف نیست بلکه نوعی امید و آرزو است. در عوض باید به عنوان مثال بگویید "در کنکور امسال می خواهم رتبه ام کمتر از 500 باشد." و یا حتی از آن واضح تر "قصد دارم در کنکور امسال رتبه ام بین 200 تا 300 باشد".

هدف باید مثبت، شخصی و به زمان حال باشد. بنابراین صورت درست تر عبارات بالا به صورت زیر است:
"من در کنکور امسال رتبه ام کمتر از 500 است." و یا حتی از آن واضح تر " در کنکور امسال رتبه من بین 200 تا 300 است".

بعد از آنکه هدفهایتان را تعیین کردید باید مرتبا و هر روز آنها را مرور نمایید تا در ذهن نیمه هشیار شما جایگزین شوند. در ادامه تنها سوالی که باید از خودتان بپرسید این است "چگونه؟" و هر کاری را که از دستتان بر می آید برای رسیدن به هدفتان انجام دهید.

اگر روشی را که در بالا ذکر کردیم به کار ببندید و به اندازه کافی بخواهید که به هدفتان برسید، حتما این اتفاق خواهد افتاد. واقعیت این است که اگر عمری صد برابر هم داشته باشید، توانمندیهای بالقوه شما بیش از آنند که جملگی مورد استفاده قرار بگیرند. هدفهای روشن و واضح بر اعتماد و اطمینان شما می افزایند، صلاحیت شما را زیادتر می کنند و انگیزه هایتان را بالاتر می برند.